مستند ˈآخرین روزهای زمستانˈ از جمعه این هفته پخش میشود
مستند ˈآخرین روزهای زمستانˈ از جمعه
این هفته پخش میشود
پخش مجموعه مستند ˈآخرین روزهای زمستانˈ که به زندگی شهید حسن باقری
از فرماندهان جوان دوران دفاع مقدس میپردازد، از روز جمعه هفتم مهر ماه از
شبکه یک سیما آغاز میشود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، این مجموعه مستند قرار بود از چهارم مهر ماه در
جدول پخش شبکه یک قرار گیرد اما پخش اصلی این مستند به ساعت 20 روزهای جمعه
موکول شده است و ساعت 23 روزهای سهشنبه بازپخش میشود.
از آنجا که این مجموعه مستند در رده مستندهای الف ویژه تلویزیون قرار دارد،
پخش آن نیز به صورت هفتگی خواهد بود.
ساخت ˈآخرین روزهای زمستانˈ در قالب یک درام مستند به کارگردانی ˈ حسین مهدویانˈ و
تهیهکنندگی حبیب والینژاد از سال 1389 آغاز شد و اکنون در 10 قسمت 50 دقیقهای آماده پخش
از تلویزیون است؛ از نکات قابل توجه این مستند استفاده از صدای واقعی فرماندهان جنگ است
که در آرشیوها موجود است و بازیگران صداهای موجود را بازی کردهاند اما تصاویر مربوط به آن
همگی بازسازی شدهاند.
در این مجموعه مهدی زمینپرداز (حسن باقری)، مجتبی شفیعی (احمد متوسلیان)،
ابراهیم امینی (محسن رضایی)، سعید میرزایی (رحیم صفوی) و سهیل بابایی (محمد برادرشهید باقری)
بازی کردهاند.
ˈعلیرضا قربانیˈ تصنیف ˈاز خون جوانان وطن لاله دمیدهˈ را برای تیتراژ این مجموعه مستند خوانده است.
قسمت نخست این مستند که چندی پیش برای اهالی رسانه رونمایی شد به زمان فعالیت
ˈغلامحسین افشردیˈ به عنوان خبرنگار در روزنامه و ورود وی به سپاه پاسداران اختصاص دارد.

قرار است نسخه سینمایی 90 دقیقه ای از این مستند تهیه و به جشنواره فیلم فجر امسال ارسال شود.
يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود يك كشوري بود به نام ايران مردمانش همه خوب و مهربون در كنار هم زندگي مي كردند ولي اين كشور يه حاكم ستمگري داشت كه تازه خود اون ظالم از جنايتكار هاي بزرگتري حساب مي برد.اون حاكم زورگو تمامي ثروت ملت را چپاول مي كرد و بيشترش رو هم به همون كساني كه ازشون مي ترسيد باج مي داد و به هيچ كس اجازه اعتراض نمي داد همه ناراضي بودند ولي تك و توك پيدا مي شد كسي كه بتونه جلوي خائن قصه ي ما مقاومت كنه... تا اين كه يك حاج آقا روح الله اي پيدا شد و بدون ترس و با پشتيباني خدا و بندگان خدا شاه منفور رو سرنگون كرد و با راي خود مردم بعد از هزار و خورده اي سال دوباره يه حكومت اسلامي واقعي رو پايه گذاري كرد. خلاصه مردم خوشحال بودند و همه ي شهر ها پر از جشن وسرور بود حالا نوبت جَوون ها بود تا سرنوشت خودشون رو رقم بزنند بايد صدا سيما،ارتش،شهرباني،نيروي امنيتي و ساير ارگان هاي انقلابي شكل مي گرفت تا انقلاب اسلامي استوار بشه.جوون ها جمع شدند و با پيروي از امامشون كار ها را به دست گرفتند ولي بعضي از نامرد ها هنوز هم در داخل توطئه مي كردند و فكر مي كردند مي تونند انقلاب را از داخل شكست بدهند.مردم در جشن و شادي غرق بودند كه سر و كله ي يك ديوانه تا دندون مسلح پيدا شد. همون هايي كه ديگه نمي تونستند از امام امت باج بگيرند ديوانه را تجهيز كرده بودند.جوون هاي انقلابي كه هنوز صحنه ي كشته شدن رفيقاشون تو انقلاب توسط شاه رو فراموش نكرده بودنند راهي مرز ها شدند.ديوونه ي قصه ما گفت تا يك هفته ديگه ايران و شكست ميدم ولي كور خونده بود. همون جوون ها ي با ايمان كه اسم خودشون را پاسدار انقلاب اسلامي گذاشته بودند با الگو گرفتن از الگوي خودشون امام حسين عليه السلام ، دست به دست هم دادند و قول دادند نگذارن حرف امامشون رو زمين بمونه. غيرتمندانه با اين كه هر لحظه جلوي هم پرَ پَر ميزدند بعد از 8 سال ديوونه را سر عقل آوردند.دوباره آرامش برگشت ولي تا به خودشون آمدند ديدن كه امامشون هم پيش رفيقاي شهيدشون پر كشيده.