یرزگترین ارتفاع
ما مست علوفه ایم ، مردن بهتر
بی برگ و شکوفه ایم ، مردن بهتر
از غیبت طولانی تان شد معلوم
ما مردم کوفه ایم ، مردن بهتر

*********
اللهم عجّل لولیک الفرج
تعجیل در فرج یوسف زهرا صلوات


سالهاست ...........از میان کوچه های کربلا، نجف
دمشق بی صدا عبور می کنی
زخمهای کهنه را مرور می کنی
عصرهای پنجشنبه بی گمان قبل از آمدن به کاظمین و سامرا
دل به خلوت مدینه می زنی

آیت الله بهجت :
1- راستگویی ، در دیدن رویای صادقه و صفای روح خیلی موثر است
2- عبارت « و اجعل قلبی بحبک متیما » نفی موضوع خودبینی است و این که
انسان پروانه بشود و به نور برسد و نور شود
3- برای اداره جهان کافی است که انسان ، عاقل و مومن و متدین باشد
دیانت و عقل برای اداره ی کره زمین کفایت می کند
4- هرچند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم
ولی اعمال مطابق یا مخالف راه و رسم آن حضرت را می دانیم
و این که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود ، خشنود
و یا با اعمال ناپسند آن حضرت را نا راضی و ناراحت می کنیم
5- اگر می خواهید از ناحیه دعا به جایی برسید ، زبان حالتلن این باشد
تسلیم خدا هستیم ، هرچه بخواهد بکند ، بنا داریم عمل به وظیفه بندگی کنیم
6- وای بر ما اگر در خصوص خوردنی ها و نوشیدن های از حرام اجتناب نکنیم !
زیرا همین غذاهاست که منشا ایمان و یا کفر می شود !
7- ائمه ما دعا ها را در اختیار ما گذاشتند تا ما را غرق در نور ببینند
دعا پشتِ دعا براي آمدنت
گناه پشتِ گناه براي نيامدنت
دل درگير ، ميان اين دو انتخاب
کدام آخر ؟ آمدنت يا نيامدنت ؟

مهدی خواهدآمد...
شهیدان بازخواهندگشت...
و آوینی آخرین فتح را روایت میکند...

وقتی ترکش به قلبش خورد ، بلند گفت: یا مهدی
سرش را بلند کردم که بگذارم روی پایم
گفت: ول کن سرم را ، بذار آقا سرم را بغل کنه
هنوز لبخند بر لب داشت و چشم هایش به افق بود که رفت

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببينم؟
پیر مغان : .................
بقیه را در ادامه مطلب مشاهده کنید

کربلا … کربلا … کربلا ... کربلا ...
این دل تنگم عقده ها دارد …
گوی یا میل کربلا دارد ...
کربلا.. کربلا … کربلا ... کربلا ...
ای خدا ما را کربلایی کن …
بعد از آن با ما هر چه خواهی کن …
اگه دلتون شکست ، التماس دعای شدید
بیا که خسته اند جمعه های انتطارمان
بیا که جمعه هم گذشت دیر شد قرارمان
تمام روزنامه های شنبه تیتر می زنند
تو آمدی و سبز شد ترنم بهارمان . . .

کاش مهدی به جهان چهره نمایان می کرد
گره از مشکل پیچیده ی ما باز می کرد
کاش می آمد و با آمدنش
قبر مخفی شده ی فاطمه پیدا می کرد

هنوز هم كه هنوز است ، حسين ( عليه السلام ) غريب است
چرا كه بعد از سالها هنوز نفهميديم كه
نداي هَل مِن ناصِر حسين همچنان در گوش تاريخ مي پيچد
و باز هم در همين روزگار چه اندك اند مرداني كه آن را لبيك گويند.
حسين هنوز هم غريب است چون هنوز ما ( حسينِ ) زمان خود را
نشناخته ايم و نفهميده ايم كه حسينِ زمانمان خيلي غريب تر از
حسين 1400 سال پيش است
شايد او حتي 72 ياور حقيق هم نداشته باشد
اولين درس عاشورا ولايت بود و اولين مشق آن ياوري ولي
و ما غافل از حسينِ زمانمان ، براي حسينِ گذشته اشك ميريزيم
در حالي كه چشمانِ حسينِ زمانمان از اعمال ما خون است
مواظب باشيم اگر كوفيان حسين زمانشان را به سيم و زر فروختند
ما حسين مان را
به يك پست و مقام
يك سريال
يا زرق و برق هاي بيهوده ي دنيا و ... نفروشيم
درود خدا بر عاشقان حسين گذشته
و سلام خدا بر ياوران حسين زمان
کاش مهدی به جهان چهره نمایان می کرد
گره از مشکل پیچیده ی ما باز می کرد
کاش می آمد و با آمدنش
قبر مخفی شده ی فاطمه پیدا می کرد

به ادامه مطلب نروید !
چند روزي بيشتر به محرم ، به فدايي شدن ، به كربلايي شدن
به رفتن سر بر نيزه و به ... نمانده است.
سالي گذشت و در آن به خودم گفتم كه ديگر گناه نمي كنم.
حال كه يه نگاه به پشت سرم انداخته ام مي بينم كه چه مي خواستم و چه شد!
كوله باري از گناه كه در آن فقط ظلمت به چشم مي خورد...
در سال نفس نفس مي زدم و بر سر و سينه تا به محرم برسم...
حال نزديك است چند روزي بيش نمانده تا در محرم جان بدهم.
تصميم دارم و از خدا مدد مي خواهم كه در اين چند روز از گناهان خود بكاهم...
نميدانم كه آماده اي يا نه؟!
دگر بوي محرم آيد اي دوست...
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید
آقا اجازه ! بغض گرفته گلویمان
انقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق ! صاحب عالم ! گل بهشت
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت ...

شاگرد نوشت:
عزیز جون گفت: دلت را بردار و برو جمکران ... چاه جمکران دوای تمام دلتنگی هایت می شود!
...
آقا سید مهدی !!
آمدم... درست به همان آدرسی که عزیز جون می گفت !!
تا خواستم از دلتنگی هایم بگویم، گفتند: تعطیل است! چاه پر از دلتنگی های قدیمی ست،
جا برای این
جدیدی ها نداریم !
.
...
آقا می شود آدرس صندوق پستی تان را برایم بفرسنید...
اجازه ؟؟!! ما مدت هاست که از دلتنگی مُرده ایم !
معشوق کجا آید؟
تا دل نشود عاشق
آن یار نمی آید
ما را چه شده ای دل
وا مانده چرا در گل؟
تا دل نشود بیدار
دلدار نمی آید
اللهم عجل لولیک الفرج
![]() آقای من چه بگویم ، که همه را می دانی ، از خودم بهتر! اما بگذار تا بگویم ، همه را ، هم برای تو و هم برای خودم! بگذار بگویم از شرمندگی بی نهایتم از نگاه مهربانت! از قلب رئوف و اشکهای پنهانت از چشم انتظاری سالهایت که بر در خیمه انتظار چشم به راهم بوده ای ، شاید که دل از دنیا برکنم و عازم کوی تو شوم ، اما نشدم ، ماندم و در مرداب غفلت و عادت و گناه ، هر روز ظلمانی تر از دیروز فراموشت کردم. از آه و ناله ات بگویم که چه مظلومانه از دست من به مادر مظلومه ات شکایت بردی و من چه بی پروا بر ناله ی تو آرام گرفتم ، دانستم و کاری نکردم ، دیدم و خروشی بر خود برنیاوردم همچنان بر مرکب جهل و خودخواهی و هوی نفس تاختم! و اینک سالهاست که از من دلخوری ...هرچند هوایم را بسیار داری و تنها یاورم هستی در کوران سختی ها و خطرات و من هنوز که هنوز است در خوابی عمیقم می بینی مولای من! در دوری از تو چه دلها که نبستم ، به هرچیز و هر کس ، اما هنوز جز دل شکسته ای ندارم ، در دوری از تو ! به دنبال سراب عشق چه صحراها که ندویدم و چه اشکها که نریختم ، چه دلتنگی ها که نکشیدم اما جز ذلت و تنهایی هنوز که هنوز است بهره ای نبرده ام ! مولای من! محبوب من تویی! معشوق من تویی! چرا پرده ها را به کناری نمی زنی ؟! چرا مرا مهمان نگاهی نمی کنی؟! چرا مرا به منتهای آرزوهایم نمی رسانی ؟! چرا کار را تمام نمی کنی ؟! چرا با تیر عشقت قلبم را نشانه نمی روی؟ چرا مرا با اسیر تو بودن از همه بندها خلاصی نمی بخشی؟ من از خودم خسته ام ، من از آزادی خسته ام ، من به دنبال اسارت توام ، می خواهم دربند تو باشم ، چه صفایی دارد اسیر تو بودن! گرفتار تو بودن ، بیچاره تو بودن ای چاره بیچارگان! دوست دارم ، زبانم جز به نام تو و برای تو باز نشود ، دوست دارم ، شبانه روز در تنهایی هایم جز با تو نجوا نکنم ، با خیال تو ، به یاد تو و برای تو! |

سلام این بحر طویل سروده ی استاد حمیدرضا برقعی هست که شاید شنیده باشید ولی به این خاطر گذاشتم که واقعا لذت بردم از این شعر.
اگه حالی بهتون دست داد ما رو هم دعا کنید